الشيخ فاضل اللنكراني
145
اخلاق فاضل (فارسى)
در حقيقت ما گرفتار نفس حرون و چموش هستيم كه حاضر به اطاعت نيست . قرآن كريم نيز دربارهء اين موضوع هشدار داده و با تعبير بسيار جالبى تنبّه مىدهد : ( إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهءٌ بِالسُّوء ) . « 1 » اين آيهء شريفه اهمّيت مطلب را با سه نوع تأكيد بيان مىكند : « إِنَّ » ، « لام تأكيد » و « صيغهء مبالغه » . با اين حال آنچه مىتواند بشر را در مقابل نفس اماره به عنوان قائد و سائق نجات دهد ، همراهى علم و عمل است . علم به تنهايى نمىتواند انسان را به جايى برساند . چه بسا همين علوم - هرچند علوم اسلامى و معارف دينى بوده و در مراتب و سطوح عالى باشند - يك نوع خودخواهى و منيّت و غرور را براى انسان ايجاد مىكند ؛ به طورى كه انسان به ترك تقوا و عمل صحيح وادار شود ! « 2 » از اين رو خيلى
--> ( 1 ) . نفس سركش بسيار به بدىها امر مىكند . ( يوسف ، آيه 53 ) علماى اخلاق براى نفس انسان كه شامل احساسات و غرائز و عواطف است بنابر آنچه در قرآن مجيد به آنها اشاره شده است ، سه مرحله ذكر مىكنندكه نفس امّاره اولين آنها است . نفس اماره نفس سر كش است كه انسان را به گناه فرمان داده و به هر سو مىكشاند و آنقدر خواهش خود را تكرار مىكند تا انسان را گرفتار كند ؛ لذا به آن امّاره مىگويند . در اين مرحله هنوز عقل و ايمان آن قدرت را نيافته كه نفس سركش را مهار كرده و آن را رام كند ؛ بلكه در بسيارى از موارد در برابر او تسليم مىگردد يا اگر بخواهد با اوگلاويز شود ، نفس سركش او را به زمين مىزند و شكست مىدهد و همهء بدبختيهاى انسان از آن است . نفس امّاره انسان را به سوى زشتىها سوق مىدهد و اگر با عقل و ايمان مهار نشود ، انسان يكباره سقوط مىكند . ( 2 ) . العلم نور يقذفه اللَّه فى قلب من يشاء ، حقيقت علم با مقدمات عادى و تحصيل ، مطالعه و درس و بحث حاصل نخواهد شد ، بلكه به تربيت نفس ، تهذيب ، صفا و اخلاص احتياج دارد تا نور معرفت با عنايت خداوند وارد قلب شود . يكى از اشتباهات بزرگ مردم عادى اين است كه مقدارى از اصطلاحات و ظواهر و الفاظ علوم را ياد گرفته و اين ظواهر و الفاظ براى آنان بزرگترين حجاب و مانع مىشود و تصور مىكنند كه به معرفت و علم رسيدهاند ، در صورتى كه قدمى از مرحلهء جهل فراتر نگذاشتهاند و تنها محجوبيّتشان بيشتر شده است . اين است كه برخى از بزرگان گفتهاند : علم حجاب اكبر است . پس حصول علوم رسمى و مباحث مربوط به موضوعات مادى يا به دست آوردن علوم عقلى ، هيچ گونه مربوط به حقيقت معارف الهى نخواهد بود ، بلكه اين علوم موجب اشتباه ، تحير و گمراهى بوده و مانع از حقيقت معارف نيز خواهد شد . آرى ، اگر اين علوم به نيت خالص و با تهذيب نفس تحصيل شود ، بهترين كمك و قوىترين مؤيد براى رسيدن به كمال است .